شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

222

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و اين شاكر اوّل كسى بود كه وى را به جنّت خوانند ؛ از آن جهت كه در وقت كرامت « 1 » و حال شدّت ، شكرگزارى كرده « 2 » و بر مقام رضا مشرف گشته ، و دخول « 3 » جنّت لازم مقام رضا است ؛ و سرّ آنكه « رضوان » خزانه‌دار « 4 » جنّت را گويند اين است . و الدّرجة الثالثة : أن لا يشهد العبد إلّا المنعم ، درجهء سيم « 5 » ، آن است كه شاكر بجز منعم را مشاهده نكند . فإذا شهد المنعم عبودة ، « 6 » استعظم منه النّعمة ؛ « 7 » پس اگر مشاهدهء منعم چون مشاهدهء بندگان بود مر سيّد « 8 » را ، خود را مستحق انعام و اكرام نبيند در جنب عظمت سيّد ، پس آن نعمت را از جهت عظمت سيد عظيم شمرد . و إذا شهده حبّا استحلى منه الشدّة ؛ و اگر مشاهدهء منعم از روى محبّت و عشق بود ، هر تلخى محنت « 9 » و بلايى « 10 » كه از وى بيند همه را لذيذ و شيرين داند . شعر هرچه آن خسرو كند شيرين بود و إذا أشهده تفريدا لم يشهد منه نعمة و لا شدّة . « 11 » و اگر مشاهدهء منعم به فردانيّت كند ، نه نعمت بيند و نه محنت . و چون از نفس و غير در پرتو وحدانيّت « 12 » فانى و ذاهل بود « 13 » به نعمت و شدت چون پردازد ؟

--> ( 1 ) . ع : كراهت . ( 2 ) . ج : كرده‌اند . ( 3 ) . ج : چون . ( 4 ) . ع : خزينه‌دار . ( 5 ) . ع : سيوم . ( 6 ) . ع : عبودته . ( 7 ) . ج : النعمته . ( 8 ) . ج : + خود . ( 9 ) . ج : محبت . ( 10 ) . ج : بلاى . ( 11 ) . ج : در نسخه ج ( و لا شهده ) ضبط شده كه خط خورده و در هامش تصحيح شده . ( 12 ) . ج : فردانيت . ( 13 ) . ج : + و .